Sunday, November 8, 2009

"باشه"

"آن شب که خواستم باشی، مست بودم، جدی نگیر، از سرِ مستی بود."

آن یک شب که سَهل. اصلاً تو بگو تمامِ شبهایِ با من بودنت از مستی بوده! من هم نخواهم گفت که چه هوشیار بوده ام، که چه دیده ام، که چه شنیده ام...

2 comments:

Anonymous said...

سلام عاطفه.من تازه شروع به خوندن وبت کردم.تو هم مثل اکثریتمون یه رو دست خورده ای.یکی که احساساتش جریحه دار شده.متاسفانه زندگی تلخی های زیادی داره ولی تو سعی کن شیرین باشی.وب خوبی داری خوشحالم که پیدات کردم.منم تازه به نوشتن تو این دنیای مجازی شروع کردم.یه اماتورم.خوشحال می شم اگه پیشم بیای و بتونم از نظراتت استفاده کنم.
http://asemaneshahr25.blogfa.com/

MoNO said...

بعد به استاتوس ملت می گه چس و ناله :))

Post a Comment